این کی بورد داداشم فارسی نداره از شانس من نمی تونم بیشتر از این بنویسم وگرنه کلی حرف برا گفتن دارم از سفر به مشهد ازاینکه مارکو اومد اینجا ودیدمش ویکبار دیگه هم تو شهر خودش دیدمش
حالا دعا کنین
یکی دیگه از مشکلاتمون که البته به این زودیها معلوم نمیشه هم حل بشه تا من با کلی خبر خوب بیام
دلم برا همتون تنگ شده![]()